تبليغاتX
ناناز
و چشمانت به من زندگانی آموخت
چگونه فراموشت کنم؟.. چگونه فراموشت کنم؟
 
 
تو را که از خرا به های هرزگی؛ به قصر سپید عشق هدایتم کردی و
 
عاشقی بیقرار و یاری با وفا برای خویش ساختی.
 
آهو بره ای شدی که دوستی گرگ را پذیرفتی و برای آشک های او شانه
 
هایت را ارزانی داشتی؛و با صداقت عاشقانه ات دلش را به درد آوردی.
 
چگونه فراموشت کنم؟..
 
تو را که سال ها در خیالم سایه ات را می دیدم و طپش قلبت را حس می
 
کردم؛ و به جستجوی یافتنت به درگاه پروردگارم دعا می کردم...
 
که خدا یا پس کی او را خواهم یافت؟!
 
 
 
چگونه فراموشت کنم؟..
 
تو را که همزمان با تولدت در قلبم همه را فراموش کرده ام! برایم..برایم
 
تمامی اسم ها بیگانه شده اند و همه ی خاطرات مرده اند...
 
 
 
+ نوشته شده در  جمعه هشتم تیر 1386ساعت 11:24  توسط سمیه | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
عشقی فراتر از انسان وفروتر از خدا نیز هست وآن دوست داشتن است.

نوشته های پیشین
تیر 1386
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
پیوندها
فقط به خاطر تو
پروانه ی بی پروا
تنها و غریب
شعر .غزل. ترانه
دیوانه
دوران تنهایی
شیطون
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان