تبليغاتX
ناناز
و چشمانت به من زندگانی آموخت


 

 

 

 
 نازنينم!بگذار تا برايت بگويم،.....!
هيچ ستاره ای درين خانه،روشن نمانده است!

هيچ شبگردی ازين کوچه گذر نکرده است!

هيچ صدايی سکوت وهم انگيز شبانه ام را نشکسته است!

و هيچ عابری نيم نگاهی به درون من نيانداخته است!...
 
نازنينم!
بگذار تا برايت بگويم،ياد تو هنوز،از شيشه های
 خاطره پاک نشده اند!

و نام تو هنوز،در غبار ژرف انگيز دلم بيتوته کرده است!...
نازنينم!
بگذار تا برايت بگويم که سياهی چگونه تا عمق وجودم رخنه کرد
 و چگونه فانوسهای دلم از پی هم سر به خاموشی سپردند!
و چگونه......

اشکهای سرگردان بيچاره ام کردند!
بر من ببخشای اين همه بی قراری را...............
 
+ نوشته شده در  شنبه بیستم خرداد 1385ساعت 14:50  توسط سمیه | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
عشقی فراتر از انسان وفروتر از خدا نیز هست وآن دوست داشتن است.

نوشته های پیشین
تیر 1386
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
پیوندها
فقط به خاطر تو
پروانه ی بی پروا
تنها و غریب
شعر .غزل. ترانه
دیوانه
دوران تنهایی
شیطون
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان