![]() |
![]() |
|
| و چشمانت به من زندگانی آموخت |
|
بیا تا تاجی از نیلوفر آبی بر سر بگذاریم
بیا تا بر روی گل قاصدک بنشینیم
و پیوند دلهامان را به همه مژده دهیم
بیا تا رز سرخ را شاهد پیوندمان کنیم
و بگوییم تا او هست ما هستیم
بیا تا به آفتابگردان بگوییم
که ما از هم اینک
رو به آفتاب خواهیم شد
بیا تا به غنچه های باغچه مان
شکفتن را بیاموزیم
بیا تا با یاس های وحشی خانه مان
تن خود را عطر آگین نماییم
و به شمعدانی ها بگوییم
تا از انزوا در آیند
بیا تا به یُمن پیوند عشقمان
گل مریم به هم هدیه کنیم
بیا تا گل یخ را با حرارت ذوب کنیم
و به شقایق بگوییم
که ما از او عاشق تریم |
|
+ نوشته شده در
شنبه هفتم مرداد 1385ساعت 11:22 توسط سمیه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
عشقی فراتر از انسان وفروتر از خدا نیز هست وآن دوست داشتن است.
|
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1386 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 |
| پیوندها |
|
فقط به خاطر تو پروانه ی بی پروا تنها و غریب شعر .غزل. ترانه دیوانه دوران تنهایی شیطون |
|
RSS
|